حکایت سیاست ارومیه شبیه سریال جومونگ شده گاهی یکی میشه همه کاره و همه چیز و اسمش با صلوات میاد و گاهی هم میشه جریان انحرافی اسمشو نبر...
روزی گفتند دکتر!!قربانی میاید ستاد استقبال خود جوش !!! تشکیل دادند اتوبوس رانی و تاکسیرانی را بسیج کردند برخی کت و شلوار نونوار گرانقیمت سفارش دادنداز خاطرات خوش باهم بودن در کنار قربانی حتی برای چند دقیقه به عنوان افتخارات خود میگفتند گفتند مرد بزرگی میاید... قربانی آمد اما نه مردی دیدیم نه بزرگی!!
در ذهن خود مردی از جنس باکری را تصور کردیم، متواضعی که شهردار بود و همه میدانیم در ماجرای آن پیرزن معترض چه کرد... خواستیم دستی به مرام به او دهیم اما این متواضع تازه استاندار حتی حاضر نبود با تمام کف دستش مصافحه کند..... با خود گفتیم : باکری ؟؟ قربانی ؟؟؟ خدایا توبه
گفتیم منتظر انتصاب هایش باشیم .. انتصاب معاون سیاسی ابرقدرت قدرقدرتش همانا و فرمانداران باکفایت ردیف کردن همان و تبدیل امیدها به یاس شدن همان...
این پایان کار نبود ... چند صباحی بعدهمسر پرادعایشان هم مدیر شدن دلش خواست ... قربانی نیز بواسطه شناخت عمیق و ژرف !!! از ظرفیت ها او را مدیر ومشاور همه امور خود کرد.... خیلی خاله و خاله زاده و خواهر زاده و عمه زاده بصف شدند برای مدیریت ( بخوانید تاراج ) استان ..
تازه خمیازه ای کشیدیم و فهمیدیم چه بر سر نگون بخت مان آمد .
پرتره های خنده دار و جلسات ساختگی ارتباط مردمی شد تمام عملکرد حضرت قربانی..
بد نیست سری هم به وبلاگ ایشان بزنید با بازدیدی در حدود صدو یازده هزار البته با آمار بازدید روزانه نه یا ده نفر... این هم دلیلی دیگر بر سند سازی ....و حالیا ایشان در وبلاگ بدنبال دلایل ناشناخته محبوبیت قربانی دراستان است ... محبوبیت؟؟؟؟؟ قربانی؟؟؟؟ شاید شوخی ای بیشتر نباشد...
استاندار محترم اسبق چهارسال تمام در استان از خاطرات قبل از انقلابتان گفتید... همه کاره شهر شده بود یک دیپلم بازنشسته که حتی در خانواده اش به او دو رای نمیدهند چه برسد به مردم....
مش رحیم قصه ما!!!! با چه رویی قصد کاندیداتوری از ارومیه را دارید؟؟راستی رابطه شما با رحیمی و مشایی و بقایی چیست؟؟ مگر نه اینکه با کمک مشایی اخیرا مدیرعامل صندوق بیچاره ای شده اید؟
اما سرکار خانم دکترصفایی!!! خدا وکیلی عرصه سیمرغ نه جولنگه توست ...
شنیده بودیم افراد لایق همواره در رشد هستند راستی نزول کاندیداتوری از پایتخت به ارومیه در راستای خدمت است؟؟ یا شاید دیگرگروه های اصولگرای تهران از ایشان نا امید شده اند؟
شاید هدف سرکار علیه ساخت برج میلاد بود که به برکت وجود ایشان انجام گرفت و دیگر انگیزه خدمت ندارند؟
راستی خانم دکتر!! ستادتان را در تهران بیاد دارید؟؟ با صحنه گردانی حضرات خوشنامی چون نبی زاده ها.... ستادکه چه عرض کنم بهتر است بگوییم سیرک پهلوان خلیل عقاب !!!!
...............................................................................
اما دیگر حاضر تمام انتخابات استان از عهد دقیانوس تا الان سرکار خانم استاد معظم پورحیدر( بخوانید غنی زاده) میباشد که باز تحت فشار غنی زاده های از همه جا رانده قصد کاندیداتوری داردغافل از اینکه نمایندگان خودخواه و نامرد مجلس شورای اسلامی با تصویب مدرک کارشناسی ارشد مانع از امکان خدمات سرشار ایشان به شهر ما نمودند....
........................................................................
اما باز بحث ها بر سر آمدن یا نیامدن استاد پروفسور رییس دانشگاه سابق آمریکای خونخوار ورییس بیمه امروز هنوز ادامه دارد...حالا منتظریم تا یار رخ نماید و ما مدهوش گردیم از وجودش ، وجودی که سرشار از علم بوده و در دانشگاه آزاد ارومیه ریاضی عمومی یک تدریس میکنند ( که چه کاری بود بسی دشوار)
.........................................
بی شک همه نگاه ها به سمت وحید جلال زاده استاندار اصولی مان است در زمانی که عقل دولت تعطیل شده یا در اختیار باند مشایی است تا کنون خوش درخشیده و از معدود استانداران کشور میباشد که خود را به جریان انحرافی بدنه دولت نفروخته و سلامت خود را تاکنون نگه داشته است... با توجه به شناختی که از مواضع ایشان در دوران قبل از ریاست جمهوری دارم بعید میدانم مشایی ها بتوانند ایشان را فتح کنند (آقا وحید را یاد جلسه نه نفره در تهران میندازم که اصول اعتقادیتان را برای اداره استان برشمردید)
..........................................
